|
|
|
|
|
۱۱. تحریف زبان فارسی با دوبله تلویزیونی :
دوبلئه یا دوئله ؟؟!
دوئل با زبان فارسی در دوبله کاری
دوبله گران فیلمها و سریالهای تلویزیونی و سینمایی در ایران با بکار گیری زبان جزوه ای دانشگاهی که پر از واژگان بیگانه عربی است زبانی پدید آورده اند که همچون آش آمیخته ای از گویش شیرین فارسی تهرانی با کلمات عربی جزوه های فارغ التحصیلان دانشگاهی می باشد. باور کنید بیشتر مردم معنای بیشتر گفته های دوبله شده توی فیلم را نمی گیرند. حتی درس خوانده ها! بیشتریها بروی خودشان نمی آورند یا شرم می کنند بپرسند. یا .... چرا با زبانی باید دوبله کرد که تنها گروهی دانشگاهی با کلاس معانی را بفهمند.؟ آیا زبان فارسی با هزوارش نوینی روبروست ؟ بهتر نیست فرهنگستان زبان فارسی ایران به جای اینکه ساختمان و سازمان گنده ای را در یک جا به خود اختصاص دهد ، چند فرهنگستانک پویا و کوشا و جوشا را در بالاسر دوبلاژگران و حتی در بالاسر روزنامه نویسان و انتشاراتی ها و... بنیاد بنهد و بگمارد تا بیشتر از این زبان پارسی را ماست نمالند.! برای نمونه در یک فیلم می شنوید که .....
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 15:17 توسط کاوه آهنگر
|
|
||
|
|
|
||
|
۱۰. تحریف قانون کار و کارگر: سريال قانون عار! رياست محترم اداره كار و امور اجتماعي شهرستان كاشمر با احترام معروض مي داريم اينجانبان x,yكارگران اخراجي شركت الكترونيك z در جلسه مورخه 23/11/85 در ساعت 8 شركت نموديم ولي كارفرماي اينجانبان بنام h در جلسه مذكور حضور به هم نرسانيد و باوجود اينكه نامبرده در هيچ يك از جلساتي كه ما را در اداره كار دعوت نموده ايد. تا كنون شركت نداشته است ولي اظهاراتش را در زير همان برگه اي كه مسئول محترم اداره كار اقدام به درج اظهارات اينجانبان نموده ،موجود بود و بنا به گفته هاي مسئول محترم اداره كار نامبرده در يك جلسه غير رسمي و در غياب اينجانبان آن اظهارات را درج و امضاء نموده است. لذا ضمن اعلام اعتراض خود نسبت به اين رويه در اداره كار يعني به درج اظهارات طرفين پرونده در يك برگه ولي در دو تاريخ مختلف ودر غياب يكي ديگر از طرفين و درج يك تاريخ براي كليه اظهارات طرفين پرونده اعتراض داريم و درخواست رسيدگي قانوني را مي نماييم و از اين گذشته نسبت به اظهارات مسئول اداره كار كه اعلام نمود كارفرما اختيار دارد هر روز كه دلش خواست كار ما را به كارگران غير بيمه واگذار كند. و اينجانبان را بيكار و تعطيل نمايد اعتراض داريم. و درخواست رسيدگي و درج اين نامه در پرونده شكايت خود از hرا داريم. با تقديم احترامات X, Y در ضمن در جلسه فوق هیچیک از نمایندگان کارفرمایان و کارگران دعوت نشده بوده اند و گویا مسئول اداره کار پس از مونتاژ فرم پر شده آنرا به امضاء این نمایندگان می رسانده است؟! و چه محکمه ای از این بهتر؟؟
بسمه تعالي هيات محترم حل اختلاف اداره كار و امور اجتماعي نيشابور 28/1/86 با احترام بعرض مي رسانيم اينجانبان x و y در پاسخ به ابلاغيه شماره 11502 مورخ 26/12/85 ضمن اعلام حضور خود در جلسه ، اين شش صفحه لايحه را به انضمام كپي اوراق و مداركي كه بايد قاعدتا در پرونده كلاسه 85/274 بايگاني و موجود باشد ، تقديم مي داريم ودرخواست رسيدگي و ثبت در پرونده داريم مشتركا در آغاز بعرض مي رسد كه با توجه به اينكه رئيس اداره كار k آقاي v.k و رئيس هيات تشخيص اداره كار k بنام خانم b بجرم جعل امضاء اينجانبان و اقدام به جعل صورتجلسه قلابي هيات تشخيص در دادسراي k و بازپرسي شماره يك kتحت پيگرد قرار دارند و پرونده شكايت اينجانبان از v.k به دادسراي عمومي و انقلاب شهرستان مشهد احاله گرديده است لذا خواهشمند است اوراق موجود در پرونده را با كپي اوراق تقديمي مطابقت نمائيد تا موارد دخل و تصرف نامبردگان در اين پرونده آشكار شود و موارد دخل و تصرف را به اينجانبان نيز اعلام فرمائيد . تعداد سيزده برگ كپي اوراق به اضافه سه برگ صورتجلسه هيات تشخيص اداره k كه اينجانبان در تاريخ هاي 4/11/85 و 11/11/85 و 23/11/85 در جلسات برگزاري در اداره كار k امضاء نموده ايم جمعا 16 برگ بايد حداقل در پرونده بايگاني شده باشد تقاضا مي شود چنانچه اوراقي غير از اوراق موجود در پرونده موجود باشد يك كپي در اختيار اينجانبان قرار دهيد براي مثال از گزارش بازرسي كار اداره كار k كه با وجود درخواست كتبي كه بشماره 11133-13/12/85 ثبت شده بود در اختيار اينجانبان در اداره كار k قرار نگرفته است اما به عرض تخلفات مسئولان اداره كار k كه در تباني وهمكاري با كارفرما صورت گرفته است تا حقوق قانوني اينجانبان را تضيع نمايند نياز به رسيدگي از سوي مرجع ذيصلاح دارد . از جمله اين جرائم و تخلفات برگزاري جلسه در 23/11/85 بوده است كه بصورت تلفني اينجانبان را دعوت در جلسه نموده اند و هيگونه اخطار كتبي ابلاغ ننمودند . و ديگر اينكه در اين جلسه نماينده كارگران و كارفرمايان حضور نداشتند ولي امضاء اين اشخاص در زير صورتجلسه با تاريخهاي مخدوش مربوط به 4/11/85 و 11/11/85 موجود است در حالي كه اظهار ات درج شده اينجانبان در صورت جلسات واقعي و جداگانه در اين تاريخها شامل اظهاراتي كاملا متفاوت بوده است . در اين باره علاوه بر نامه اعتراضيه اينجانبان كه به شماره 10285-23/11/85 در اداره كار ثبت شده است موضوع را تاييد مي كند ، يك نفر شاهد نيز داريم كه بعنوان نماينده و همراه خودمان كتبا به اداره كارمعرفي نموده بوديم و نامبرده بنام كاوه آهنگر شاهد قضايا بوده و مي تواند در صورت نياز به تحقيق از سوي شما يا مرجع ذيصلاح وزارت كار كليه موارد را گواهي نمايد . نامبرده مدير عامل شركت پژوهشي علمي دانشكاوان است . لذا بر همين اساس تقاضاي تامين پرونده و مدارك موجود در آن را داريم تا صورتجلسه هيات تشخيص اداره كار كاشمر جهت تشخيص هويت و كارشناسي امضاء اينجانبان و مشخص شدن جعل در امضاء و جعل در تنظيم صورتجلسه قلابي در مرجع ذيصلاح كارشناسي شود . و پرونده كلاسه 85/274 از اختيار و دسترسي كاركنان اداره كار k خارج گردد لذا مسئوليت حفظ پرونده متوجه هيات حل اختلاف خواهد بود . موارد مخدوش موجود در صورتجلسه قلابي عبارتند از دو تاريخ 4/11/85 در سطر اول و تاريخ خط خورده 11/11/85 در سطر دوم صورتجلسه هر دو اين تاريخها خلاف واقع است و صورتجلسه مربوط به جلسه 23/11/85 بوده است كه هيچيك از نمايندگان كارگران و كارفرمايان حضور نداشتند ولي وجود امضاء آنها در پاي اين صورتجلسه دو امكان را مطرح مي سازد يكي اينكه اين امضاء ها را نيز كاركنان اداره كار كاشمر جعل كرده باشند يااينكه اين نمايندگان نيز همدست و همكار رئيس اداره كارkدر جعل صورت جلسه هستند . اين موضوع هم نياز به تشخيص هويت و تحقيق دارد در صورت تخلف از سوي نمايندگان كارگران و كارفرمايان كه اگر زير صورتجلسه اي را امضاء كرده باشند كه در آن حضور نداشته اند لذا تقاضا رسيدگي به تخلف آنان را مي نمائيم .طبق سه برگ نامه كه در تاريخهاي 23/11/85 و 24/11/85 به اداره كار تقديم و موارد تخلف كارفرما را كه از بكارگيري اينجانبان اينجانبان خودداري نموده بود منعكس نموده ايم و در آنها به صراحت به وقوع جلسه در مورخ 23/11/85 اشاره شده است . در نامه ثبت شده شماره 10285 -23/11/85 به موارد مشكوك جلسه غير رسمي و وجود اظهارات درج شده كارفرماي هميشه غايب در جلسات اداره كار در همان تاريخ اشاره كرده ايم و به صراحت به تاريخ برگزار شده اشاره كرده ايم . ولي صورتجلسه مزبور را با تاريخ 4/11/85 و 11/11/85 درج و جعل كرده اند كپي صورتجلسه هيات تشخيص را كه اداره كار k طي نامه شماره 10669-1/12/85 براي اينجانبان ارسال نموده است عمداً داراي نقص است و بگونه اي عمداً كپي گرفته شده است كه امضاء نمايندگان كارگران و كارفرمايان كه در جلسه حضور نداشته اند در زير صورتجلسه مشخص و هويدا نباشد تا به اين ترتيب پي به تقلب موجود در صورتجلسه نبريم ! در كليه اظهارات قبلي اينجانبان در صورتجلسات واقعي اداره كار k به موارد تخلف كارفرما اشاره كرده ايم كه كامل كننده موارد تخلف كارفرما دردادخواست اوليه تقديمي به اداره كار k بوده است . از جمله درخواست رسيدگي به حوادث ناشي از كار موضوع مواد 95 و 96 بوده است و اينجانب xبعلت اشتغال به رنگ پاشي وعدم وجود وسايل ايمني مبتلا به بيماريهاي تنفسي شديد شده ام تقاضاي رسيدگي به تخلفات كارفرما در اين زمينه را نموده ام بودم ( و اكنون نيز دارم )و نيز تقاضاي رسيدگي به تخلفات و تقصيرات و قصورات كاركنان بازرسي كار اداره كار k را نموده ام كه در نامه ثبت شده بشماره 10446-26/11/85 نيز به آن اشاره كرده ايم و موضوع ماده 1 آيين نامه كارهاي سخت و زيان آور موضوع ماده 52 قانون كار در خصوص عدم رعايت تبصره ماده 41 و مواد 43 و42 نيز در خصوص تخلف كارفرما در رعايت ماده 52 قانون كار و عدم رعايت ساعات كار روزانه و هفتگي و كار اضافه كشيدن از ما توسط كارفرما از جمله موارد در خواست رسيدگي بوده است . ساير موارد از جمله تهيه ليست هاي بيمه غير واقعي با كاركرد ماهيانه غير واقعي و حقوق غير واقعي و جعل امضاء اينجانبان در ليست هاي ناقص ارسالي به بيمه و نيز عدم برخورداري از مرخصي هاي سالانه و تعطيلات رسمي و عدم برخورداري از مزد جمعه ها و ايام تعطيل . اين موارد طبق شكوائيه ثبت شده بمشاره 6555-15/11/85 در بازپرسي دادسراي كاشمر تحت رسيدگي قرار دارند . به اين موارد هيچكدام اداره كار كاشمر رسيدگي ننموده و با جعل صورتجلسه عملا صورتجلسات واقعي قبلي را از ميان برداشته اند . از موارد سوال برانگيز در صورتجلسه فعلي و جعلي هيات تشخيص اين موضوع است كه با وجود اظهارات كارفرما مبني بر قبول بخشي از بدهي خودش به اينجانبان رئيس هيات تشخيص بدون در نظر گرفتن اين اظهارات ثبت شده به استناد تسويه حسابهاي جعلي كه كارفرما ارائه نموده است حكم صادر نموده است . در حالي كه اظهارات متناقص كارفرما در متن صورتجلسه خود گوياي جعلي بودن تسويه حسابهاي مورد ادعاي او كه بتاريخ 1/10/85 تنظيم شده است مي باشد . زير اگر اين تسويه حسابها ي جعلي بر فرض محال صحت هم مي داشت پس كارفرما ديگر هيچگونه بدهي به اينجانبان نداشت . ولي هيات تشخيص ( فقط خانم bو آقاي k ) ترجيح داده اند كه عمدا ً به اين موارد توجهي ننمايند و بعلت روابط ناسالمي كه با كارفرما دارند از هيچ اقدامي درجهت تضييع حقوق معوقه قانوني اينجانبان خود داري ننموده و نمي نمايند نامبردگان حتي نماينده و همراه اينجانبان را از اتاق اداره كار بيرون كردند تا هر طور شده ازاينجانبان امضاء بگيرند . ولي چون اينجانبان متوجه روابط خصوصي حاكم ميان كارفرما و مسئولان اداره كار شده بوديم از امضاء صورتجلسه قلابي خودداري نموده و موارد را طي نامه ثبت شده 10285 – 23/11/85 كتبا مورد اعتراض قرار داديم . گزارش بازرسي كه در متن صورتجلسه جعلي مورد استناد قرار گرفته است نيز تابع اين زد و بندهاي حاكم بر اداره كار k بوده است و بازرسي اداره كار k نيز با تخلف در خصوص اجراي تبصره 2 ماده 96 و مواد آيين نامه بازرسي مرتكب قصور و تقصير و تخلف شده است و باعث ْآسيب رساندن به سلامتي اينجانب x شده است لذا در صلاحيت اين كاركنان نيز بايد تجديد نظر جدي صورت بدهيد و به تخلفات آنان رسيدگي گردد . يكبرگ كپي از گزارش بازرسي اداره كار k جهت بررسي مورد نياز اينجانبان است خواهشمند است دراختيار اينجانبان قرار دهيد . مزيد بر اطلاعتان به عرض مي رسد كه شكايت ديگر اينجانبان از كارفرما و شاهدان دروغين كه پاي تسويه حسابهاي جعلي را امضا كرده اند تحت شكوائيه ثبت شده بشماره 6977 -6/12/85 در دادسراي عموم k تحت رسيدگي قرار دارد . افزون بر اين اقدام رئيس اداره كار k در عدم ثبت نامه مورخ 23/11/85 كه ذيل آن را دستور داده است قابل بررسي است نامبرده حاضر به درج و ضبط نامه اينجانبان كه حاكي از اخراج توسط كارفرما بود جدا امتناع مي كرد و شكي نيست كه آن را از پرونده حذف نموده باشد و اين اقدامات را عامداً در حمايت از كارفرماي اينجانبان h صورت مي داده است . لذا برطبق اين اظهارات و مدارك و براساس دادخواست اوليه كه به هيات تشخيص k تحويل داده شده است و كپي آن پيوست مي باشد در خواست رسيدگي و بازنگري در پرونده را داريم تا با توجه به اينكه كارفرما اينجانبان را اخراج نموده و با وجود تعهدات كتبي اش در صورتجلسه مونتاژ شده و جعلي هيات تشخيص اداره كار k در تاريخ 23/11/85 متعهد به باز گرداندن اينجانبان به سركار شده بود ولي در تاريخ 26/11/85 طبق گزارش اينجانبان شماره 10446- 26/11/85 كارفرما مزبوربا فحش و قذف و هتاكي اينجانبان را پس از دو روز كار دوباره اخراج نموده است و پرونده شكوائيه اي در اين زمينه بعلت ايراد فحش و هتاكي در دادسراي k بشماره 6777- 26/11/85 تحت رسيدگي و در جريان است لذا خواهشمند است حكم لازم را در خصوص جبران خسارات از هر قبيل و كليه مزاياي معوقه را از سال 1380 شروع بكار t و 1381 شروع بكار m در شركت توليدي پرسپوليس را صادر فرمائيد با در نظر گرفتن اينكه كارفرما مواد قانوني 63و64را نيز نقض نموده و اينجانبان از هيچگونه مرخصي ساليانه در طي اين سالها يا مزد روزهاي تعطيل جمعه و رسمي برخوردار نبوده ايم و حقوق اينجانبان را نيز كمتر از مزد تعيين شده موضوع تبصره ماده 41 قانون كار پرداخت مي نموده است كه موارد قابل تحقيق از كارگران شركت مزبور مي باشد . و در دادسرا نيز مطرح است وبر اساس همين تبصره در خواست محكوميت كارفرما به تاديه ما به التفاوت مزد پرداخت شده و حداقل مزد را داريم و افزون براين موارد كليه مزاياي غير نقدي و عيدي و بن كارگري را درطي اين سالها كار فرما به اينجانبان نپرداخته است . و با وجود اينكه اينجانبان بدون مرخصي تمام اين سالها را كار كرده ايم و كار فرما بر خلاف حقيقت ليستهاي بيمه را دستكاري و كاركرد اينجانبان را كم گزارش كرده است لذا وجود هر گونه گزارش بازرسي اداره كار مبني بر تعطيلي كارگاه خلاف واقع بوده و تحت نفوذ و وجود روابط ناسالم با كارفرما تهيه شده است . زيرا بازرسي اداره كار k در طي اين سالها هيچ گونه اقدامي در جهت رفع عوامل زيانبار در محيط كار صورت نداده و با وجود تذكرات مكرر اينجانب m مبني بر كار سخت و زيانبار از قبيل حمل كيسه هايي بيشتر از 20 كيلو وزن به تنهايي و نيز رنگپاشي بدون محافظ و تجهيزات لازم و غيره هيچگونه اقدامي در ملزم كردن كارفرما به رفع نواقص و ايرادات موجود در كارگاه ننموده اند و اين واقعه منجر شده است كه پس از چند سال تماس با مواد زيانبار به ناراحتي هاي تنفسي و ريه مبتلا بشوم و مسئوليت اين موضوع متوجه بازرسي اداره كار كاشمر مي باشد . خواهشمند است اقدام لازم نيز جهت معرفي اينجانبان به بيمه تامين اجتماعي براي برخورداري از بيمه بيكاري را از دي ماه 85 به بعد مبذول فرمائيد و در ضمن جرائم كاركنان اداره كار k را به مرجع ذيصلاح جهت رسيدگي احاله فرمائيد . اميدواريم هيات محترم حل اختلاف بيطرفانه و بدون جانبداري از كسي رسيدگي لازمه را عنايت فرمائيد و حكم محكوميت در خصوص پرداخت حقوق معوقه اين سالها و بويژه حقوق معوقه كامل از مهرماه 1385 لغايت دي ماه 1385 را در مورد h صادر و حقوق تضيع شده اينجانبان را احيا فرمائيد . اينجانب m حتي شاهد بوده ام در اداره كار كه كارفرماي شركت پرسيوليس بنام h قصد داشت يك بسته دوهزار توماني را به خانم b كارمند اداره كار و رئيس هيات تشخيص بدهد اين موارد در دادسراي kابراز و در پرونده ثبت شده بشماره 6962 -6/12/85 درج گرديده است . لذا پيشنهاد مي گردد جهت جلوگيري از اقدام هاي مشابه كاركنان فاسد در اداره كار سراسر كشور در جعل و مونتاژ صورتجلسه هيات هاي تشخيص و ساير سوء استفاده هاي ممكنه ترتيبي داده شود تا من بعد اين هياتها ملزم باشند از كليه اوراقي كه درآن امضاء خواهان و كارگران را اخذ مي كنند از جمله صورتجلسه هاي هيات تشخيص ، يكبرگ كپي از اين اوراق در همان جلسه در اختيار خواهان و طرفهاي ذينفع قرار گيرد تا امكان سوء استفاده و دخل و تصرف در پرونده ها براي كسي وجود نداشته باشد . با احترامات شمسي طلعتي فدافن مبارك باژن
تاريخ: 17/2/86 دادستان محترم شهرستان كاشمـر احتراماً اينجانبان شمسي طلعتي و مباركه باژن در اعتراض به قرار منع تعقيب صادره به شماره 1007/86 / ب ـ 22/1/86 به استحضار ميرسانيم كه جعل امضاء توسط h.r در ليستهاي ارسالي به تأمين اجتماعي k كاملاً قابل احراز ميباشد و با توجه به ليستهاي موجود و قابل بازبيني در بيمه تأمين اجتماعي كاشمر موضوعي دست يافتني و قابل استناد ميباشد. زيرا در كليه ليستهاي ياد شده امضاء اينجانبان توسط h.r جعل شده و به وضوح امضاء قلابي جايگزين امضاء اينجانبان گرديده است و حتي برخي از ليستهاي ماهانه سفيد و بدون محتوا و امضاء تحويل بيمه تأمين اجتماعي كاشمر گرديده است. با توجه به اين شواهد و مدارك قابل دسترسي در بيمه اقدام h.r در جعل امضاء امري قابل احراز ميباشد و با توجه به دو برگ كپي برابر با اصل پيوست از سوابق خام پرداخت حق بيمه آشكار ميگردد كه h.r با اقدام به جعل سوابق كاركرد بيمه اينجانبان را طي اين چند ساله مخدوش نموده و با تهيه ليستهاي ناقص و خلاف واقع ميزان كاركرد و سوابق واقعي اينجانبان را بسيار كمتر از آنچه بوده به بيمه منعكس نموده است و در نتيجه خسارت به اينجانبان وارد نموه است و سوابق بيمهاي اينجانبان را تضييع نموده است. زيرا اينجانبان تمام اين سالها را بيوقفه و بدون تعطيلي و مرخصي كار كردهايم. لذا اينجانبان جهت احراز جعل امضاء حاضريم هزينه لازمه جهت انجام كارشناسي و تشخيص هويت امضاهاي موجود در ليستهاي بيمه را بپردازيم تا حقيقت مكشوف گردد و با وجود طرح اين خواسته بازپرسي شعبه اول دادسراي كاشمر هيچ گونه اقدامي جهت كارشناسي و تشخيص امضاء صورت نداده است. لذا بنا به اين كه امضاء ليستهاي بيمه مورد توجه و ارجاع به كارشناسي امضاء واقع نگرديده است. تقاضاي تجديد نظر و توجه به امضاهاي جعلي ليستهاي بيمه و ارجاع آنها را به كارشناسي جهت احراز جعل امضاء را داريم. با توجه به اينكه بازپرسي شعبه اول دادسراي كاشمر با ناديده گرفتن مدارك آشكار حكم منع تعقيب صادر كرده است. تقاضا داريم ساير شكايتهاي مرتبط در اين زمينه را كه در بازپرسي شعبه اول در دست رسيدگي است به بازپرسي ديگري ارجاع فرمائيد زيرا با روالي كه اين بازپرسي در ناديده گرفتن مدارك مسلم در پيش گرفته است. شكي نميماند كه ساير شكايات اينجانبان نيز به سرنوشت اين منع تعقيب صادره دچار خواهند شد و كليه حقوق اينجانبان تضييع خواهد گرديد. زيرا بازپرسي شعبه اول دادسراي كاشمر سادهترين راه را برگزيده است و با صدور منع تعقيب عملاً با يك تير سه نشان زدهاند: اولاً اينكه تخلف قابل پيگرد كاركنان مسئول در سازمان تـأمين اجتماعي كاشمر را در خصوص پذيرش و تحويل ليستهاي ناقص و سفيد از كارفرماي سابق اينجانبان حميد رضازاده را لاپوشاني كردهاند. در حالي كه اين جرم و تخلف عمدي را كه اين كارمندان برخلاف وظيفه قانوني خود و بنا به داشتن روابط صميمانه و سؤالبرانگيزبا حميد رضازاده مرتكب شدهاند شايسته پيگيري و رسيدگي و مورد درخواست اينجانبان بوده و ميباشد. ثانياً با مختومه نمودن اين پرونده زمينه را براي مختومه نمودن پرونده تباني رئيس و كارمندان اداره كار كاشمر h.r در جعل امضاء و تهيه گزارش بازرسي كار جعلي و صورتجلسه خلاف واقع هموار كردهاند. در حالي كه ساخت و پاخت كاركنان اداره كار نيز با h.r در ارتباط با جعل امضاء در ليستهاي بيمه است. ثالثاً با صدور منع تعقيب تلاش شده است بر روي كمبود رويه قضايي و قوانين متناسب در برخورد با اين گونه جرائم در دستگاه قضايي پوشش گذاشته شود و عدم تجربه قضايي نيز در اين زمينه لاپوشاني شده است. در غير اين صورت صدور منع تعقيب توسط بازپرسي شعبه اول بدون توجه به مدارك موجود در بيمه و نيز بدون حضور حميد رضازاده و زنش در دادگاه چه توجيه ديگري دارد؟ لذا جهت احقاق حقوق كارگري و ممانعت از جري شدن كارفرمايان در اقدام به اينگونه جرائم تقاضاي تجديد نظر و محكوميت حميد رضازاده را داريم تا مايه عبرت ديگران گردد. در غير اين صورت با ناديده گرفتن جعل ارتكابي نامبرده توسط دستگاه قضايي مجوز لازم براي ديگر كارفرمايان خاطي صادر گرديده تا اگر تا كنون مخفيانه ليستهاي قلابي به بيمه ارسال ميكردهاند. من بعد با اطمينان از عدم پيگرد و بدون هر گونه ترس از قانون با فراغ بال اقدام به تهيه ليستهاي بيمه جعلي نموده و حقوق كارگران بدبخت را ضايع نمايند و مطمئن باشند كه جرمش در دادگاهها غيرقابل احراز خواهد بود. لذا با عرض موارد فوق درخواست رسيدگي و تجديد نظر و تقاضاي احاله پروندهها به مرجع قضايي كاملاً بيطرف و آگاه و دلسوز را داريم تا حكم محكوميت h.r در اقدام به جعل صادر شود و نامبرده محكوم به جبران كليه خسارات وارده به اينجانبان گردد و نيز نسبت به جرائم كارمندان مسئول در تأمين اجتماعي كاشمر در خصوص تحويل ليستهاي ناقص و سفيد از حميد رضازاده رسيدگي لازمه به عمل آيد. با احترامات شمسي طلعتي و مباركه باژن رونوشت: 1ـ مجلس محترم شوراي اسلامي 2ـ حفاظت اطلاعات محترم دادگستري تهران 3ـ وزارت محترم كار و امور اجتماعي 4ـ سازمان كل تأمين اجتماعي ايران
دنباله این سرگذشت در آینده ای دیگر ...
|
|||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 15:6 توسط کاوه آهنگر
|
|
|||
|
|
|
|
|
۹.تحریف الله اکبر در پرچم کنونی ایران: در پرچم فعلی الله اکبر به صورت " لله کبر" نوشته شده است و معمولاً زائده ای در درون بخش سفید پرچم گویا برای نشان دادن الف های حذف شده ایجاد کرده اند ولی با توجه به اینکه الله اکبر را هیچگاه اینگونه نمی نویسند باید گفت الله اکبر در پرچم ایران تحریف شده است . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 10:39 توسط کاوه آهنگر
|
|
||
|
|
|
|
|
۸. تحریف پرچم در ایران:
پرچم کنونی در ایران به هیچ وجه در برگیرنده همه ایرانیان اعم از هر قوم و نژاد با هر دین و فرقه ای نمی باشد زیرا با درج علائم و خطوط نوشتاری به خط عربی و با واژگان عربی عملاً شمولیت آن از میان رفته است و خود این واژگان عربی با ملیت و فرهنگ ایرانی منافات تام دارد یعنی اگر فارغ از سلیقه های مذهبی به پرچم کنونی بنگریم در خواهیم یافت که همانگونه که اگر به جای علائم کنونی از علائم دیگری مانند خطوط انگلیسی یا علائم مذاهب دیگر بر روی پرچم استفاده می شد ، احساس ناهنجاری این موضوع خود را بیشتر ملموس می کرد لذا علائم کنونی نیز چنین ملموسیتی در ناهنجاری می آفریند. چون در اصل کاربرد هرگونه نوشتار در پرچم کاملاً خلاف فلسفه وجودی پرچمهاست یعنی پرچم وسیله ای است که فارغ از زبان ، با زبانی قابل فهم همه جهانیان بیانگر فرهنگ ، قومیت و اشتراکات عمومی همه اتباع یک کشور باشد پس پرچم کنونی دارای کاستی های فراوانی هست مهمترین این کاستی را با یک مثال آشکار می کنیم: اگر کشورهای همسایه حاضر باشند در پرچم و نمادهای ملی شان از نمادهای شناخته شده ایرانی استفاده کنند ،آنگاه ایرادی بر پرچم کنونی وجود نداشت یعنی در علائم پرچم باید به گزینه هایی توجه شود که ضمن دربرگیرندگی و کلیت فرهنگ همه ایرانیان شامل گزینه هایی باشد که سبب تفکیک و برجستگی فرهنگ و کشور ایران از همسایگانش خواهد شد. پس بر مجلس شورای اسلامی ایران است که نسبت به اصلاح و بازنگری پرچم ایرانی اقدام نماید زیرا با اقدام عربها در عوض کردن نام خلیج فارس به خلیج خودشان ،این حجت بر ایرانیان تمام شده است. که از غیرت و تعصب عربی بیاموزند و در محو آثار عربیت از نمادهای ملیت ایرانی بکوشند. این کار منطقی ترین کار در خور استقلال فرهنگی یک کشور است. هر چند علائم شیر و خورشید قدیم نمادی از فرهنگ کهن ایرانی بوده و به علت مسائل سیاسی به اشتباه آن را به سلسله رژیم قبلی منتسب کرده اند لذا بازنگری در این مورد نیز و احیاء مجدد شیر و خورشید چندان بی زیان نخواهد بود.به عنوان یک پیشنهاد دیگر می توان به استناد شاهنامه پرچم باستانی ایران را که زرد و سرخ و بنفش بوده است زنده کرد . در این صورت شناسنامه باستانی مناسبی برای پرچم وجود خواهد داشت که مورد پذیرش همه اقوام ایرانی خواهد بود. فرو هِشت از او سرخ و زرد و بنفش همی خواندش كاویانی درفش **** به پیش اندرون كاویانی درفش جهان زو شده زرد و سرخ و بنفش **** |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 10:38 توسط کاوه آهنگر
|
|
||
|
|
|
|
|
۷. تحریف شیعه: انبوه سوگواریهای رایج شده در مذهب شیعه عملاْ این دین را
تبدیل به مذهبی مسخ شده نموده است اینجانب به عنوان یک شیعه غمگین معتقدم که رکورد اشک و آه و گریه و عزا و ماتم را ابن مذهب در وضعیت کنونی شکسته است بطوریکه ابنا این مذهب هم باید مذهب شیعه را به عنوان رکورد دار سوگ در کتاب رکوردهای جهان یعنی گینس ثبت کنند. اکنون در یک مدار سالگرد مکرر، انبوهی از وفاتها و شهادتها و ایام عزاداری ، یک چرخه مداوم را طی می کند. برای نمونه دهه محرم ، دهه فاطمیه، دهه احیا و شهادت امام اول شیعیان در ماه رمضان ( در حد فاصل ۱۸ رمضان تا ۲۸ رمضان ، یعنی ۱۹ رمضان روز ضربت خوردن ، روز ۲۱ روز شهادت ، روز ۲۳ روز سوم و روز ۲۷ رمضان روز بعنوان ۷ شهادت ) و سایر وفاتها و شهادتها و معصومین و دو ماه کامل محرم و صفر و ایام دیگر ... در این آلبوم سوگ شیعیان تمام ایام سال را با انبوهی از مجالس روضه خوانی در گردش هستند بطوریکه اگر گزاف نگوییم باید گفت که روزهای سال برای عزا و روضه کم می آورد .آیا شیعه به این معناست که همه سال باید ماتم داشته باشد و آیا : شیعه یعنی شیون؟!.
شیعه یعنی خون تازه ، نه خون لخته شده سیاه ! در وضعیت کنونی سیاه پرستی سوگوارانه شیعه چیزی نیست جز افتخار به رشادتهای گذشته یعنی خونهای لخته شده قدیمی. در روضه خوانی ها شیعیان امروز چون گذشته گریستن ندارند. روضه گریزی و گریستن های زورکی دامنگیر شیعیان امروزی در روضه خوانی هایی شده است که از فرط تکرار نخنما شده است جوان شیعه امروز با این روال قانع نمی شود و به نظر می رسد که شکل قدیمی سوژه های مذهب شیعه نیاز به بازنگری و نوسازی داشته باشد.چون در وضعیت فعلی سوگواری تبدیل به فرهنگ غالب شیعه شده است در حالیکه این وضعیت به هیچ وجه مطلوب هیچیک از امامان معصوم نبوده است. که پیروانشان در ماتم و عزای آنها هزاران سال بنشینند و به نظر می رسد که ......... |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 10:36 توسط کاوه آهنگر
|
|
||
|
|
|
|
|
۶.تحریف دیگهای حسینیه ها در محرم:
کاش این شعر مولانا را بر سر در آشپزخانه تکیه ها و حسینیه ها می نگاشتند: من سر نخورم که سر گران است پاچه نخورم که استخوان است من نور خورم که عین جان است اینجا در آشپزخانه حسینیه ها ابتدا قابلمه های شخصی و دیگچه های اختصاصی سر هیئت ها و تکیه داران را با گلچین و گوشتچین پر می کنند و سپس باقی را میان عزاداران تقسیم میکنند پارسال پیرمردی فرتوت به آشپزخانه یکی از هیئت های عزاداری مراجعه و درخواست مقداری غذا می کند سران هیئت به او می گویند که غذا تمام شده است در حالیکه یک دیگ اختصاصی بازنشده و مملو از غذا موجود بوده است و در کنار آن نیز انبوهی از قابلمه های پر شده اعضای تکیه داران با بهترین بخش های گزیده شده از گوشتها و چربینه پلو ها موجود بوده است مردم می گویند پس از شکم خالی برگشتن پیرمرد، وقتی مفتخوران سرهیئت سر دیگ را باز می کنند با دیگی پر از خون روبرو می شوند. حال خون شدن دیگ راست باشد و معجزه یا دروغ باشد و افسانه ، بطور حتم خون شدن دل پیرمرد گوشنه از معجزات سرهیئتهای خسیس، شاه قلی نبخش خواهد بود. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 10:33 توسط کاوه آهنگر
|
|
||
|
|
|
|
|
۵.تحریف حسین: محرم پرستی بجای آزادگی: حسین پرستی در قالب پرداختن به مناسک و مراسم پر آب و تاب سوگواری در محرم جای آرمان حسینی را در جامعه پیروانش گرفته است............ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 10:32 توسط کاوه آهنگر
|
|
||
|
|
|
|
|
۳.تحریف پایان نامه ، دانشگاه،تحقیق،ترجمه،تایپ،مسابقه و...
آموزش و پرورش یک مسابقه میان فرهنگیان راه انداخته درباره بهترین مقاله ای که اصحاب فرهنگ بنگارند و اکنون کار و بار کافی نت ها و تایپیستها معرکه است فرهنگیان مشتاق شرکت در این مسابقه اقدام به دادن سفارش به اینترنتی ها کرده اند یعنی از کافی نتها خواسته اند تا مقاله ای که مطلب زیادتری دارد را از اینترنت برگزینند و ویراستاری کرده و پرینت شده آماده در اختیار آنها قرار دهد تا آنها نیز به نوبه خود و بنام خود در مسابقه مذکور بفرستند یعنی فرهنگیان بجای تحقیق و مطالعه فقط پول پرداخت کرده اند. پس این تحریف مسابقه نیست؟! همین پدیده در پایان نامه ها و تحقیقات دانشجویی و نمرات ریز و درشتی که استادان به شاگردان دانشگاهی خود می دهند نیز روی می دهد. یعنی پایان نامه های دانشجویی که منجر به صدور کسب مدرک برای دانشجو می شود عموماً در کافی نت ها و توسط اشخاص غیر دانشجو از اینترنت جستجو می شود و ویراستاری و تایپ و پرینت و صفحه بندی و آماده در احتیار دانشجوی سفارش دهنده قرار می گیرد این دانشجو بسته به نوع پایان نامه از ۹۰ هزار تومان تا ۳۰۰ هزار تومان پرداخت می نماید البته دانشجو قبل از تسلیم کردن این اوراق انها را سرسرکی بازخوانی می کند تا چنانچه استاد از او پرسشی درباره پایان نامه اش کرد ، در گل نماند.آیا این تحریف پایان نامه و تحقیق و.... نیست؟! جالبتر از این این است که استاد انشای فرزند دبستانی اش را یا راهنمایی اش را به دانشجو می دهد و به او می گوید این را تایپ کن تا نمره ات بدهم دانشجوی بیچاره که خود تایپ بلد نیست و سیستمی هم در اختیار ندارد با مراجعه به کافی نتها و تایپ و تکثیرها و با پرداخت پول خواسته استاد خود را تحقق بخشیده و نمره را دریافت می کند. آیا این تحریف نیست؟! و این دانشجویان فردا دکتر و مهندسهای قلابی نخواهند شد که یا بیماران را بکشند یا جاده ای بکشند که مردم را بکُشد یا ساختمانی بسازد که .............؟! بهتر نیست: پیشنهادهای کاوه: ۱.با گرم بودن بازار مدرکهای اینچنینی و دانشگاههای شهریه گیر مدرک ساز ، آیا بهتر نیست که دو نوع مدرک تعریف شود؟ یعنی به کسانی که از خود اختراع و اکتشاف و نوآوری و ابداع بروز دهند مدرک اصلی دانشگاهی داده شود بدون آنکه حتماً همه واحدها و همه شهریه ها را گذرانده باشدو به دیگر کسانی که بدون هر گونه نورآوری و ابداع فقط با حفظ جزوه ها و پرداخت هزینه های تحقیقات کافی نتی و گذراندن واحدها و پرداخت شهریه های مطلوب سردمداران دانشگاه گردان موفق به اخذ نمره از استاد می شوند فقط و فقط مدرکی معادل یا فرعی یا شبه مدرک اعطا شود تا بر همین اساس نیز هرگونه استخدام و اشتغال در درجه اول به صاحبان مدارک اصلی )نواوران ( اعطا و اختصاص یابد. در این صورت چند نتیجه دارد: از جمله دیگر کسی نگران کشتارها و خسارت تحمیل شده از سوی مهندسها و دکترهای قلابی نخواهد شد. و دیگر اینکه باعث خواهد شد همه نو آور شوند. و نیز دیگر مغزها فرار نکنند بلکه این مغزها و نیز شهریه بگیر ها از دانشگاها فرار کنند و.............. وگرنه در حال حاضر مدارک دانشگاهی در اصل متعلق به پایان نامه نویسان سفارشی کافی نت ها می باشد و نه دانشجویان. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 10:30 توسط کاوه آهنگر
|
|
||
|
|
|
|
|
۴.تحریف سن رای دادن در دو مرحله:
6/10/85 مخالفت دولت با افزایش سن رای دهندگان هیئت وزیران با افزایش سن رای دهندگان
در انتخابات مجلس شورای مخالفت کرد.
دیدگاه:شاهدان درجلوه ومن شرمسارصندوقم!.. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 10:30 توسط کاوه آهنگر
|
|
||
|
|
|
|
|
۲.تحریف باسوادی - بی سوادی - کتابخوانی....
۸۵/۱۰/۶ افزایش باسوادی در کشور قائم مقام سازمان نهضت سوادآموزی گفت:سالیانه بیش از یک میلیون و 300 هزار تحت سوادآموز تحت پوشش این سازمان قرار می گیرند. آقای وطنی افزود: هم اکنون اختلاف درصد بی سوادان شهر و روستا به 8 درصد و اختلاف باسوادان زن و مرد به 6 درصد کاهش یافته است. وی بااشاره به وجود 8 میلیون بی سواد در کشور افزود: از این تعداد یک میلیون بی سواد زیر سی سال و7 میلیون بالای سی سال هستند قائم مقام سازمان نهضت سوادآموزی به اشتغال بیش از 40 هزار آموزشیاز در نهضت سوادآموزی اشاره و تصریح کرد: هم اکنون در 11 استان کشور درصد بیسوادی از میانگین کشوری که 87 درصد است پایین تر است و برای رسیدن به حد مطلوب 15 هزار آموزشیار دیگر نیاز است. دیدگاه: تحریف بی سوادی و سواد – حقیقت این است که 70 میلیون جمعیت ایران بیسواد بالقوه و بالفعل هستند. نه کتابی و نه معلوماتی و فاقد قدرت اندیشیدن واقعی و منطق استدلال پویا. با اینکه در ظاهر نیز سواد الف- ب- دارند. به جای این همه بودجه سابی در نهضت بیسوادان بهتر است بیسوادان را به حال خود رها کنید و این هزینه ها را بصورت سوبسید برای کتابخوان کردن باسوادها ( الف – ب دانها) خرج کنند. با قیمت بالای کتابها و وقت پر مردم که بام تا شام سگدو برای لقمه نان می زنند دم از با سواد کردن بیسوادها جوکی بیشتر نیست. این بیسوادها ( الف – ب ندانها) پس از باسواد شدن ( "الف – ب دان" شدن) تازه به صف بیسوادان اصلی( الف –ب دانها ولی کتاب نخوانها و بیسوادان روحی و ذهنی) خواهند پیوست.به عبارتی درجامعه امروز ما در قبال باسواد کردن بیسوادان ، از باسوادان اصلی کتابستانی می شود یعنی با گران کردن کتاب به صراحت قشر کتابخوان از دسترسی به کتاب محروم شده اند. از این گذشته با ادامه سیاست کتاب سِتانی از باسوادان ، زمینه نم کشیده شدن سواد آنها فراهم شده است. بطوریکه چه بسا کارمندان ، معلمان، استادان دانشگاه ، دانشجویان و.......... وجود دارند که حتی در یک خواندن و نوشتن ساده دچار مشکلات وغلط های بسیاری هستند. نمونه های این موارد هر روزه قابل دیدن در جامعه می باشد. و به تعبیری با سیاستهای فعلی اگر از یک طرف عده ای بیسواد را قادر به " الف و ب دان شدن" می کنند ، از طرف دیگر با سوادان دیگر را کم سواد و بی سواد فطری می کنند. اینجاست که باید گفت هم بی سوادی و هم باسوادی و هم کتاب و کتاب خوانی یکجا تحریف شدنهاست.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 10:27 توسط کاوه آهنگر
|
|
||