|
|
|
|
|
تحریف فرهنگ و میراث فرهنگی از نوع دیگر توسط سیصدی های داخلی: در یازدهم مهرماه ۱۳۸۵ مجری اخبار شبکه تلویزیون ایران با چهره ای بشاش اعلام کرد:" اکنون توجه شما را به تصاویری از مراسم برگزار شده جشن مهرگان در شیراز جلب می کنم." من که تا آن موقع به تلویزیون نگاه نمی کردم با کنجکاوی شوق زده ای به آن خیره شدم ولی مجری تلویزیون هم مدت ۳۰ ثانیه به من خیره شده بود با خودم گفتم آه نه سرکار نذارید !! درست حدس زده بودم خبری از نشان دادن تصاویر جشن مهرگان نبود. با این ترفند هم خبر را گفته بودند و هم گزارش آن را نشان کسی نداده بودند. این تحریفی است که تلویزیون نسبت به فرهنگ باستانی ایران مدتها پیش از ساخت فیلم ۳۰۰ انجام داده بود!!! بقول کاوه : چون که سیصد آید دویست و نود هم پیش ماست!! در ادامه خیره شدنهای من و مجری زن به همدیگر که لحظات دلهره آوری برای هردویمان داشت سپری می شد سرانجام مجری پس از خیره شدن به سمت نامشخصی اظهار کرد: « که بینندگان این گزارش آماده پخش نیست توجه شما را به گزارشی از گاوبازی اسپانیایی جلب می کنم.» تا آخر اخبار نشستم که مگر گزارش جشن مهرگان را نشاندهند ولی خبری نشد. آیا گاو بازی چند تا مست اسپانیایی از جشن مهرگان چند هزار ساله مهمتر بود؟ برای همین تصمیم گرفتم که سال بعد خودم شخصاً برای دیدن جشن مهرگان و سده به شیراز یا هرجا ی دیگر که برگزار می شود بروم. و این جشن های باشکوه ایرانی را بدون سانسور و کلک در پخش ببینم. آیا این جشنها میراث فرهنگی ما ایرانیان نیست؟ زمانیکه توریستهای زیادی از سراسر جهان برای دیدن سماع ایرانی عارفان به قونیه بر مزار مولانا حاضر می شوند چرا میراث فرهنگی ایران و تلویزیون بر روی جشن های باستانی ایران سرمایه گذاری نمی کنند ؟ با معرفی و شناساندن درست این جشنها به جهانیان جاذبه بزرگی در جلب گردشگر بوجود خواهد آمد. هوچون سماع از همه جای جهان به دیدن جشن مهرگان و سده و.... ایرانیان اصیل ( زرتشتی ) خواهند شتافت. پس تحریف این میراث کهن دیگر بس است!! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 18:51 توسط کاوه آهنگر
|
|
||
|
|
|
|
|
بازهم تحریف دیگری از مدیریت: قانون مدیریت خدمات کشوری تصویب شد مجلس شورای اسلامی قانون مدیریت خدمات کشوری یاهمان نظام هماهنگ پرداخت حقوق و دستمزد را برای 5 سال به طور آزمایشی تصویب کرد. در جلسه علنی امروز مجلس شورای اسلامی پیشنهاد مدت اجرای آزمایش این لایحه با 134 رای موافق 25 رای مخالف و 7 رای ممتنع به تصویب رسید. این لایحه که خرداد 84 به مجلس ارائه شده بود بر اساس اصل 85 قانون اساسی در کمیسیون مشترک رسیدگی کننده به تصویب رسید و پس از انصراف دولت از استرداد آن امروز مدت اجرای آزمایشی آن رای گیری شد، ولی به جای پیشنهاد 7 ساله کمیسیون مشترک پیشنهاد 5 ساله یکی از نمایندگان برای اجرای آزمایشی آن تصویب شد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 18:36 توسط کاوه آهنگر
|
|
||
|
|
|
|
|
بازهم تحریف دیگری از مدیریت: قانون مدیریت خدمات کشوری تصویب شد مجلس شورای اسلامی قانون مدیریت خدمات کشوری یاهمان نظام هماهنگ پرداخت حقوق و دستمزد را برای 5 سال به طور آزمایشی تصویب کرد. در جلسه علنی امروز مجلس شورای اسلامی پیشنهاد مدت اجرای آزمایش این لایحه با 134 رای موافق 25 رای مخالف و 7 رای ممتنع به تصویب رسید. این لایحه که خرداد 84 به مجلس ارائه شده بود بر اساس اصل 85 قانون اساسی در کمیسیون مشترک رسیدگی کننده به تصویب رسید و پس از انصراف دولت از استرداد آن امروز مدت اجرای آزمایشی آن رای گیری شد، ولی به جای پیشنهاد 7 ساله کمیسیون مشترک پیشنهاد 5 ساله یکی از نمایندگان برای اجرای آزمایشی آن تصویب شد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 18:36 توسط کاوه آهنگر
|
|
||
|
|
|
|
|
121/11/85 ایران قطب مطمئن تضمین امنیت بازار گاز نوذری مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران با بیان اینکه تا 20 سال آینده جغرافیای عرضه و تقاضای نفت و گاز در دنیا تغییر می کند تاکید کرد: ایران قطب مطمئن تضمین امنیت در بازار جهانی گاز است. وی گفت بسیاری از کشورهایی که امروز صادر کننده این ذخایر هستند در آینده به یک کشور وارد کننده تبدیل می شود . وی گفت: کشورهای مصرف کننده در طولانی مدت باید به جایی اکتفا کنند که امنیت انرژی داشته باشد. نوذری ادامه داد: ایران به علت آنکه دومین کشور صادر کننده اوپک دومین کشور دارنده ذخایر گاز در دنیا و دومین کشور دارنده ذخایر نفت دنیاست در این خصوص کشور قابل اعتمادی است. وی به جذب پیمانکاران خارجی اشاره کرد و افزود کاهش ریسک پیمانکار و افزایش همکاریهای فنی با پیمانکاران از 5 تا 15 سال از جمله این تلاشها ست. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 18:22 توسط کاوه آهنگر
|
|
||
|
|
|
|
|
27/9/85 چادر سیاه زن : شکاف شب یا زن در سیاهی شب را باز می نماید و چادر سیاه بگرد اندام زن زبانی است برای اینکه بنمایاند که زن را باید در لای شب جست. چادر سیاه هر معنایی داشته باشد ولی مانتو و مقنعه بی معنی و بی اصالت است. چادر به خودی خود بد نیست آنچه بد و نا زیباست برگزیدن رنگ سیاه برای چادرهای همگانی است. زمانی می گفتند طالبان در افغانستان می خواستند بودائیان را وا دارند که تن پوش زرد بپوشند تا از مسلمانان جدا و شناسیدنی شوند. و همه جهان این کار را کاری ضد حقوق بشر و گونه ای توهین دانستند آیا رنگ سیاه تن پوش زنانه چادر در این سرزمین دارای همین ریشه نیست. شاید طالبانی قدیمی در این سرزمین برای جدا کردن انسانهای زن این سرزمین آنها را ناچار به تنپوش چادرهای سیاه کرده باشند. آیا این رنگ آمیزی جنسی حقوق بشر زنانه نیست؟ و یک توهین به آنها. شاید قضیه آنچنان عادی شده باشد که درک نشود . برای درک لبه تیز این اجبار سیاه پوشی و تیره پوشی در چادر و مانتو بسنده همین که برای مردها نیز اجباری در پوشیدن رنگ واحدی در لباس را در نظر بگیرند. اگر همه مردها در این سرزمین مجبور به پوشیدن لباس متحدالشکل و متحد الرنگی می بودند آنگاه حالت زنانه کنونی را بیشتر درک می کنیم. همانگونه که دیه زن نصف دیه مرد است و سهم ارث زن نیز نصف سهم مرد است همانگونه باید گفت که زن در تلویزیون کنونی موجودی مثله شده و نیمه است و فقط نیمی از اندام او آن هم به شرط آنکه در زیر تنپوش ها فاقد هرگونه قالب طبیعی باشد قابل نمایش و تصویر برداری است. انگار زن آنچنان موجود خطرناکی است که باید با وجود حجاب باز هم اندامهای استراتژیک او را به کل از صحنه گیتی محو نمود. این یک جور زن دزدی و یا دزدی اندام زنانه ا ست. افراط و تفریطی که نه تنها توهینی به زنان است بلکه توهینی بدتر به مردان. آشکار نیست سرقت اندامهای زنانه از تلویزیون و فیلمهای آن طبق نظر چه ستاد یا افرادی انجام می گیرد. انگار اشخاصی متخصص مشغول به اینکار هستند کسانی که فیلمها و سریالهای خارجی را می نگرند و هر جا تشخیص بدهند اندام و برجستگی های زنانه شهوت انگیز است همانجا فیلم را قیچی می اندازند این سرقت دیگر محدود به اندامهای زنانه نمی شود بلکه دامن فیلمهای مربوط را هم میگیرد. موجود از این خطرناک تر که باید همه جا را از اندام تاثیرگذار و پاک و مبرا کرد. آنچه قابل تامل است و در خور بررسی نحوه تشخیص دست اندرکاران نقاط مسئله خیز فیلمها ست که باید حذف شوند. یعنی از نظر روانشناسی این افراد باید دارای حس حشری شدن فعال باشند. یعنی آنتن های جنسی آنها دائماً باید حساس بمانند تا به موقع به تصاویری که لرزاننده دل بیننده است پی ببرند و همانها را قیچی کنند. یعنی یک جور حشری سنجی ! بسته به درجاتی که این صحنه ها ایجاد حشری شدن می کند باید آنها را حذف کرد. پس کار این اشخاص خیلی جالب است ولی معلوم نیست استاندارد روانی این اشخاص را چه الگویی تعیین می کند. آیا این اشخاص سن بخصوص باید داشته باشند؟ یا متعلق به فرهنگ خاصی باشند. یا میزان باز و بسته بودن چشم و گوش آنها نیز ملاک قرار می گیرد یا نه؟ از این قبیل موارد فراوان است که باید در تعریف استاندارد از قیچی کننده های بخشهای زنانه فیلمها گنجانده شود ولی باز هم بنظر می رسد مراکزی در بیرون از سازمان تلویزیون سخت مراقب فیلمها هستند و هر جا تشخیص می دهند جایی کم سانسور شده اعمال نفوذ کرده و آن قسمت را بعداً بیشتر سانسور می کنند. اینها فقط بخشی از تاسیسات و نیروهای مشغول شونده در بخش دزدی از اندام زنانه و محصولات نمایشی محتوای زنان است همه و همه برای این است که مردها چیزی که ممکن است کمی مورد خوشایند شان واقع شود نبینند... شغل عجیبی است نه؟! ولی این پیشگیری از خوشایندی مردان شاید از نظر برخی بد ننماید .. اما کار را بجایی می رساند که نه تنها خوشایندی نگاه را از مردان می دزدند بلکه ناخوشایندی را هم به مردان قالب می کنند. یعنی با حذف بی رویه صحنه ها ... ترتیبی می دهند که ارتباط صحنه های فیلم از هم می گسلد و پرشها و جهش های بزرگی در طول داستان فیلم پدید می آید ولی این برای کسی اهمیت ندارد... ( بی احترامی مستقیم به حرمت بیننده) و سپس در کمال وقاحت اقدام به پرکردن صحنه های خالی و بریده شده می کنند. آنهم با تکرار صحنه های قبلی در جایی که ربطی به صداهای فیلم ندارد حتی یک صحنه به تعداد زیاد در جاهای مختلف تکرار می شود. یا اینکه تصویر صحنه ها را با دستگاه بخصوصی درشت می کنند و فقط بخشی از این صحنه بزرگ و درشت شده را نشان می دهند شما صحنه دو مرد و زن را می بینید که با هم حرف می زنند ولی فقط ته کله زن دیده می شود. این درشتی صحنه به قدری قابل ملاحظه و بی رویه انجام می شود که تصویر حالتی تار پیدا می کند. یا حتی شما صحنه ای را می بینید که صدای زنی در آن وجود دارد ولی شما زنی نمی بینید. و صحنه ای بی ربط با صدای زن در برابر چشمان شما بنمایش گذارده می شود. سانسور کنند گان همیشه قیچی نمی کنند بلکه ترفند های تازه ای هر روز اختراع می کنند. تا از فیلمهایی که از زنان پررو تصاویری دارد فیلمهایی بسازند که هر چه بیشتر امکان دارد در آن زمان زنان کم روتر و حتی بیرو شوند ( رو کم کنی از این بیشتر) انگار تدوین تازه ای از فیلم دیگران انجام می دهند که اگر کارگردان اصلی این تدوین را ببیند آنگاه فیلم خودش را هم بیاد نخواهد آورد. همه این اقدامات و رنجها را سانسور کنندگان تقبل می کنند تا زن را از دید مرد بدزدند و جالب اینست که همه این کارها را در روز روشن و برابر چشمان باز مرد صورت می گیرد و او کاملاً متوجه این امور است و حتی پسران تا به کف رسیده هم این سرقت در روز روشن را درک می کنند. حال احساس ایجاد شده روحی را در مردان و پسران بیننده حدس بزنید. احساس شبیه مطالبه حق طبیعی خود احساس تشنگی به دیدن چیزی که از دیدن آن نهی می شود این همان بذر اشتیاق به دیدن فیلمهای مستهجن است. 4. یعنی سانسور چی های صحنه های زنانه معمولی در اصل اختلاف پتانسیل ایجاد می کنند و اینان هستند که اشتیاق به دیدن صحنه های سکس را در مردان افروخته می کنند. تعصب مذهبی در کار این افراد آشکار نیست که از کدام مجهول الفرقه برخاسته است. گونه ای تصورات ابتدایی راهبانه که بسیار عقب تر از واقعیات اجتماعی است و بسیاری از صحنه ها که آنان اقدام به سانسور می کنند اصلاً از نظر اجتماع کنونی و مردان این عصر قابل توجه نیستند و بسیار عادی شده است. هر چند همین رویه در کار سانسورچی ها و رئیسان و کارفرمایان آنها نیز به مرور ایام تعدیل خواهد شد. و با بالا رفتن فرهنگ این افراد و بروز شدن فرهنگ عقب افتادشان ممکن است بسیاری از این جلوه های زننده حذف و سانسور در آینده کمتر شود ولی لطمات وارد شده توسط این افراد بسیار عمیق تر از آنست که به نظر می آید. هجوم ماهواره های بی در و پیکر به خلوت مقدس خانواده ها نتیجه همین نگرش کوتاه فکرانه تلویزیون چیان متظاهر است. اگر لای دریچه تلویزیون را اندکی باز می گذاردند آنگاه ماهواره ها در خانه را از پاشنه در نمی آورند. اندام زنانه را هر چه پوشیده تر و مخفی تر کنند لذیذتر می نمیاد. از اینها گذشته لطمه ای که فرهنگ زن ایرانی در مجامع بین المللی می خورد خود نیز نیاز به داوری بی طرفانه دارد . زن چاروقی چادری در برابر همتایان خارجی خود بیش از حد امل و منگول و بی دست و پا به نظر می رسد. بویژه آنکه در میدانهای ورزشی هم باید یک دستش به توپ یا پارو یا اسکی باشد و یک دستش به مقنعه اش. از همه اینها گذشته حجاب کنونی زن تحریف کننده همه تنپوش های اصیل و سنتی زنان ایران است و حتی آنچه تحت نام چادر ملی ترویج شده جز یک لباس عربی چیزی نیست که در کنار بدعت های قبلی نابود کننده پوششهای زنانه ایرانی است و اندام گریزی زنانه زن ستیزی بدین روش به ایران ستیزی رسیده است. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 18:21 توسط کاوه آهنگر
|
|
||
|
|
|
|
|
طرح ساماندهی یا تحریفدهی؟
طرح ساماندهی « مد و لباس» اجرایی شد. رئیس مجلس شورای اسلامی در نامه ای به رئیس جمهور ، قانون مربوط به « ساماندهی مد و لباس» را برای ابلاغ به دولت ، ارسال کرد. قانون ساماندهی مد و لباس در جلسه علنی 12 دی مجلس شورای اسلامی تصویب و به تایید شورای نگهبان رسید. رئیس مجلس نیز این قانون را برای اجرا به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ابلاغ کرد. بر اساس این قانون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مکلف است، کمیته ای به عنوان ناظر تشکیل دهد. مصوبات این گروه پس از امضاء و ابلاغ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی قابل اجرا خواهد بود. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان صدا و سیما و نیز مکلفند به منظور ترویج نمادها و لباس ایرانی و بومی مناطق مختلف الگوهای مورد تایید این کمیته را تبلیغ نمایند. دیدگاه: بالماسکه بومی در جشن و سورها و عروسی ها – جامه خانه و... |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 14:3 توسط کاوه آهنگر
|
|
||
|
|
|
|
|
تحریف نامهای ایرانی در فیلمها و سریالهای تلویزیونی و سینمایی: پیکار با فرهنگ ایرانی را به فراوانی در انبوهی از فیلمهای ساخته شده داخلی می توان سراغ کرد. برای نمونه یک سریال جدید در تلویزیون را نام می بریم که با عنوان "پروازی در حباب" هم اکنون در پخش است. در این سریال قهرمان و شخصیت منفی آن شخصی است به نام کوروش. با اسم جعلی رامین. این شخصیت فردی منحرف قاچاقچی عقده ای و شاید هم معتاد وبه شدت کینه ای و انتقام گیر و نامرد است. آنچه که مهم است انتخاب نام کوروش برای این شخصیت در سریالی است که در کشور کوروش کبیر پخش می شود. از کارگردانان این گونه فیلمها باید پرسید چه کینه و عداوتی با نامهای ایرانی دارند ؟ آیا درست است نام کوروش که ذوالقرنین پیامبر بوده است و در قرآن در سوره کهف درباره او خدا سخن گفته است و نخستین کسی است که منشور حقوق بشر را در جهان بنیاد نهاد ، نامش را بر روی یک شخصیت منفی بگذارند؟ این اتفاق را اگر در کنار سایر فیلمها و سریالهای جنگی و غیر جنگی بگذارید کاملاً پی به وجود یک تهاجم فرهنگی گسترده علیه ایرانیان خواهید برد. خیانت از این بدتر؟ در سریالها و فیلمهای جنگی انبوهی از نامهای " سید"، " رسول" هادی" ، حاجی ، علی ، و... را در قالب شخصیتهای مثبت می بینید و در مقابل انبوهی از نامهای ایرانی اصیل را همچون کوروش، داریوش ،خشایار، فرهاد، رامین، و ... در قالب شخصیتهای منفی می بینید گویی غیر از جنگی که در فیلم در جریان است جنگ دیگری نیز میان نامهای ایرانی با نامهای عربی برقرار است. آیا کارگردانان و دست اندرکاران و سفارش دهندگان اینگونه فیلمها ایرانی نیستند؟ آیا اگر ایرانی هستند ؛ مبانی ایرانیت آنها ضعیف است؟ در ایران دو دسته عربزدگان ایرانی و ترکزدگان ایرانی خود را بیش از همه با فرهنگ اصیل ایرانی در تضاد و ستیز می یابند. آنچه که خطرناک است این استکه این گروهها از پوشش مذهب برای پنهان کردن چهره پان ترکیسم و پان عربیسم خود استفاده کنند که می کنند . و ندانسته آب به آسیاب دشمن می ریزند. چون به طور حتم بقای اسلام و اتحاد میان اقوام مختلف در این کشور در گرو بقای فرهنگ کهن ایرانی است. و در صورت مخدوش شدن و کمرنگ گردیدن فرهنگ کهن ایرانی چسب و شیرازه کتاب اقوام ایرانی برای همیشه از هم فرو خواهد پاشید. و بیگانگان بر گرده تک تک اقوام ایرانی سوار خواهند شد .اگر کوته فکری و حماقت عده ای باعث طبقه بندی نامهای ایرانی برای شخصیتهای منفی می گردد و در مقابل نامهای عربی و ترکی را از مصونیت برخوردار می کنند؛ آنگاه ایرانیان باید در این اوضاع بگریند. در این زمانه که آلیاژی از اقوام پدید آمده است و جای نژاد ها با هم عوض شده است ، آریایی سر از ترکستان و عربستان در می آورد با میراثی از زبان ترکی و عربی و غیر آریایی سر از ایرانستان در می آورد. با زبان ایرانی ، و آن یکی خود را به خاطر وجود لقلقه ترکی عربی در دهان خود خود را ترکی می پندارد و این یکی خود را آریایی اصیل ، باید با تاسف گفت :
ای ایران چه خاک بی نمکی داری !!
که فرزندانت تو را مادر خود نمی دانند . و با بیگانگان بیش از تو انس و الفت می گیرند. بیگانگانی که در بربریت فرهنگی خود همواره ریزه خوار کهنفرهنگ ایرانی بوده اند. و هیچ بدشان نمی آید که عربهای خلیج از ایرانیان عرب زبان و ترکهای آناتولی و قفقاز از ایرانیان ترک زبان و ترکمنستان از ترکمنهای ایرانی و پاکستان از بلوچهای ایرانی سوء استفاده کنند و در طمع انرژی و ذخایر این کشور رگ جدایی طلبی آنان را بخارانند!!.....
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 16:45 توسط کاوه آهنگر
|
|
||