|
|
|
|
|
به مناسبت روز آری یا نه: آری یا نه پدرها و پدر پدرها به همراه آری یا نه مادرها و مادر مادرها ، آری یا نه بچه ها و بچه بچه ها را تحریف نکرده است؟! نه !زیرا بچه می گفت چرا من نباید آری یا نه کنم؟ باباش گفت: چون من جای تو هم آری یا نه کردم اگر تو دم درآورده ای و می خواهی آری یا نه کنی اول باید انقلاب کنی ، با انقلاب من تو نمی توانی آری یا نه کنی ! بچه گفت: اي پدر آنگاه كه تو مردي، راي من زاده خواهد شد!
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 18:3 توسط کاوه آهنگر
|
|
||
|
|
|
|
|
پیشنهاد یک نویافته: کشف مناسبتهای تازه ای از جشن بجای سوگ: تحریف: نادیده گرفته شدن عیدهای انتصاب امامتهای ۱۲ گانه: به مناسبت امروز شهادت امام یازدهم شیعیان که همزمان برابر است با آغاز امامت امام دوازدهم در مذهب شیعه این ایده در خور براندیشیدن است. که انبوه عزاداریهای مربوط به درگذشت امامان شیعه تاکنون اعیاد مربوط به آغاز همزمان امامت سایر امامان این مذهب را تحریف و تحت الشعاع قرار داده بطوریکه تاکنون هیچ توجهی به امکان وجود چنین جشنهایی نشده است عید غدیر تنها عیدی است که به مناسبت انتصاب امام برگزار می شود ولی این عید هم مربوط به زمان زنده بودن پیامبر اسلام است و هیچ گونه عیدی دراین باره برای زمانیکه رسماً امامت امام اول شیعه عملاً آغاز شده بود برگزار نمی شود. توجه به اینگونه جشنها که تاکنون بی سابقه بوده است ،مهمتر از توجه به جشنهای مربوط به تولد این امامان است. زیرا آنچه که تحت عنوان تولد یک امام جشن گرفته می شود در اصل هیچ ارتباطی به یک امام ندارد زیرا این جشن ، جشنی مربوط به تولد یک نوزاد بشمار می آید نه یک امام. یعنی با وجود زنده بودن امام پدر ، نوزاد پسرش در زمان تولد امام محسوب نمی شود.ولی با فوت امام پدر ، امامت این پسر عملاً آغاز می شود ولی بابت این واقعه و رخداد عظیم هیچگونه جشنی تصور و برگزار نمی گردد. ! در این زمانه که فلسفه برگزاری سوگ های پیاپی بابت درگذشت این امامان کمرنگ و خسته کننده شده است ، لزوم توجه به برقراری اینگونه مناسبتهای همزمان بیش از هر زمان دیگر ضروری جلوه می کند. به عبارت دیگر عزل طبیعی یک امام که در قالب مرگ امام خود را نشان می دهد آنچنان درخور عزاداری و ماتم نیست که نصب الهی امام بعدی در خور جشن و توجه و بزرگداشت نباشد.!! یعنی این جشنها و عیدهای نو که باید برقرار شوند از مناسبتهای عزا مربوط به درگذشت امام قبلی و نیز از مناسبتهای جشن مربوط به تولد امام فعلی مهمتر و ارجحیت معنوی افزونتری دارند.... توجه به این پیشنهاد از سوی کارگردانان مذهب شیعه باعث خواهد شد فضای شادتری در جامعه ایجاد و چهره ماتم وار و سراپا سوگ زده مذهب شیعی دگرگون و طراوت مشتری جلب کن بیشتری پیدا کند. لزوم این بازنگری از آنجا احساس می شود که فلسفه امامت در مذهب شیعه یک جریان ممتد و زنده و پیوسته و بدون گسست می باشد. یعنی توجه به وجود فلسفه امامت هدف معنوی و اصلی در این مذهب است در حالیکه در وضعیت کنونی و آنچه که از قدیم جریان داشته است، عملاً به جنبه های شخصی و عاطفی مربوط به شخص امام توجه شده است. به عبارت آسانتر مغز را رها کرده به پوست چسبیده اند! مغز عبارت است از جریان زنده امامت و فلسفه وجودی آن نه توجه به فوت شخصی امامانی که براساس قانون عام خداوند فانی آفریده شده اند. لزوم این بازنگری را در مقایسه با یک نمونه ساده اشکار می کنیم: اگر به کتاب حلیه المتقین صد یا دویست سال پیش دسترسی داشته باشید، از خواندن آنها دچار شگفتی و دلزدگی خواهید شد زیرا نسخه های قدیمی این کتاب که سانسور و مورد بازنگری واقع نگردیده اند مملو از آنچنان خرافات و چرند و پرندهایی است که در تصور نمی گنجد ! نسخه های فعلی حلیه المتقین نسخه هایی چکیده و بازنگری شده هستند. نمونه دیگر رفع حرامیت از شطرنج توسط امام خمینی می باشد. این قضیه از اهمیت بسیاری برخوردار است زیرا اگر به نسخه های قدیمی توضیح المسائل مراجع دینی عهد بوق دسترسی داشته باشید آنچنان احادیث و فتواهای غیر معقولی در خصوص حرام بودن شطرنج در آنها می یابید که از فرط تعجب هیچگاه علامت را از دست نخواهید نهاد. مثلاً در یکی خواهید خواند: نگهداری آلات شطرنج برابر است با ۷۰ بار زنای با مادر. و کذا و کذا و کذا... چه برسد به بازی کردن با آلات شطرنج! این خرافات بر خاسته از حسادت صنفی روحانیون کهن نسبت به هرچیزی بوده است که آن را رقیبی برای کسب و کار خود می دانسته اند. می بینیم که روح الله خمینی خط بطلان بر اینگونه خرافات ظاهراً مسلح به پشتوانه های فقهی و فتوایی می کشد. و با یک بازنگری انقلابانه این ورزش فکری ایرانی بین المللی را از قید قرون ارتجاع را آزاد و مباح می نماید. دمش گرم روحش شاد! پس لزوم این گونه بازنگریها در محو فلسفه عزاداری ها و برقراری توجه به جنبه های جشنوارگی آغاز امامت امام جدید با درگذشت امام قدیم احساس می شود. و نیز بازنگری های دیگری از قبیل رفع مکروهیت از موسیقی و آلات آن و توجه به جنبه های ریاضی و شادی آور و سرگرم کننده آن ....
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 16:35 توسط کاوه آهنگر
|
|
||