تبليغاتX
جهانکشور طهریفاط
اینجا همه چیز را تحریف می کنند حتی شما را !!!!!
 

تعريف تحريف تامين اجتماعي:

 

 

به نام خدا

شماره: 66

تاريخ 19/03/1386

هيات محترم حل اختلاف اداره كار شهرستان نيشابور

 

محترماً در اعتراض به راي صادره مورخه 25/02/1386 از سوي هيات تشخيص اداره كار كاشمر در خصوص پرونده كلاسه 86-48طي اين لايحه در دو برگ بعرض مي رسانم كه اينجانب در جلسه هيات تشخيص اعلام نموده بودم در صورتي كه  تحريف و سوء غرض به عمل آمده از سوي كاركنان سازمان تامين اجتماعي كاشمر در خصوص 30% مبناي محاسبه كسر بيمه ماهيانه كارگر اينجانب بر طرف شود يعني همچون گذشته بيمه ماهيانه بر منباي 10% محاسبه گردد اين جانب آمادگي بازگرداندن كارگر بيكار شده خود  را به كار دارم. ولي هيات تشخيص اداره كار كاشمر به اين درخواست توجهي ننموده و اقدامي نكرده اند. همانگونه كه در كپي نامه پيوست مشاهده مي كنيد علت به تعطيلي كشانده شدن شركت اينجانب اقدام مغرضانه مسئول درآمدهاي تامين اجتماعي كاشمر در افزايش خودسرانه حق بيمه كارگر اينجانب از 15000 تومان بهمن ماه 1385 به 45000 تومان اسفند 1385 مي باشد . و چون اينجانب تحمل اين اجحاف را نداشته ام و توان پرداخت اين مبلغ گزاف را ندارم مجبور به تعطيل كردن شركت شده ام. و خود نيز از اول 1386 بيكار هستم. گفتني است كه علت خصومت كارمند مسئول تامين اجتماعي كاشمر با اينجانب از دي ماه 1385 آغاز گرديد كه اينجانب درگير پژوهشي بر روي پرونده كارگران اخراج شده در كاشمر از جمله پرونده كلاسه 85-274 اداره كار كاشمر شدم. و نتيجه اين شد كه سفيدي ليستهاي بيمه ماهيانه كارگران اخراج شده بايگاني شده در سازمان تامين اجتماعي كاشمر مربوط به كارگران مزبور برملا شد. و در پي شكايت كارگران اخراج شده سر از دادسراي كاشمر هم درآمد و با باز شدن مشت كارمند خاطي در بخش درآمدهاي سازمان تامين اجتماعي كاشمر در رابطه با تحويل اين ليستهاي سفيد از كارفرما، اين موضوع چندان به مزاجشان خوش نيامد. به ويژه آنكه كارمند  مسئول تامين اجتماعي كاشمر روابط صميمانه اي هم با كارفرماي كارگران اخراج شده داشت. و در نتيجه نامبرده اينجانب را مسئول افشاء تخلف به عمل آمده  خود تصور مي كرد. نتيجه اين گرديد كه كارمند مزبور درآمدهاي تامين اجتماعي كاشمر كينه اينجانب را به دل گرفت و در صدد انتقام جويي برآمد و ليست بيمه اسفند ماه 1385 كارگر اينجانب را بر مبناي 30% محاسبه كرد و حق بيمه اسفند ماه 1385 را 45000 تومان برآورد نمود در حالي كه در قبل از آن در بهمن 1385 اين حق بيمه با در نظر گرفتن كمك دولت به شركتهاي توليدي بر اساس 10% 15000 تومان شده بود. بنابراين كارمند مزبور با محروم نمودن شركت توليدي اينجانب از كمك دولت اغراض شخصي خود را تحقق بخشيد و مسبب تعطيلي شركت و بيكار شدن كارگر اينجانب گرديد. در برابر اعتراض اينجانب مسئول درآمدهاي تامين اجتماعي كاشمر متوسل به اين بهانه واهي گرديده است كه چون اسم شركت در اساسنامه فقط شركت پژوهشي آمده است پس شركت توليدي نخواهد بود  و فقط پژوهشي به شمار خواهد رفت. اينجانب دلايل چندي را در بي اساس بودن ادعاي كارمند تامين اجتماعي مي توانم عرض كنم. از جمله:

1.اساسنامه شركت و تقاضاي ثبت شركت به صراحت كامل  نوع شركت دانشكاوان را توامان توليدي و تحقيقاتي معرفي مي نمايد.

2.شركت اينجانب تاكنون در تامين هزينه ها و مخارج خود فقط متكي بر درآمد حاصل از توليدات خود در بخش نهال و قارچ و ... بوده است و دراين مدت نه وامي اخذ شده و نه پژوهشي به فروش رسيده است . پس ادعاي كارمند تامين اجتماعي مبني بر پژوهشي بودن محض ،اين شركت باطل است. زيرا در صورت پژوهشي محض اين شركت چگونه توانسته است دو سال مخارج و هزينه هاي خود را تامين نموده باشد؟

3.گزارش بازرسي بازرسان خود سازمان تامين اجتماعي كاشمر مضبوط در پرونده آن سازمان حاكي از توليدات نهال شركت اينجانب در مساحت 1400 متري و زيربناي 330 متري بوده است.

اينجانب ضمن ابراز اين حقايق در جلسه هيات تشخيص اداره كار كاشمر درخواست نموده بودم بازرسي كار آن اداره با بازديد از محل كارگاه شركت اينجانب توليدي بودن شركت را محرز و اين موضوع را به سازمان تامين اجتماعي كاشمر ابلاغ و انعكاس نمايند. تا زمينه غرض ورزي كارمند مسئول تامين اجتماعي از ميان رفته و با فراهم شدن امكان ادامه استفاده از كمك دولت در خصوص شركتهاي توليدي يعني برخورداري از 10% مبناي كسر حق بيمه ،اينجانب بتوانم ادامه كار داده و كارگر بيكار شده نيز بتواند به سركار خود بازگردد. و نيز قادر باشم ساير كارگران را نيز بيمه نمايم. ولي هيات تشخيص به اين موضوع رسيدگي ننموده است پس در روزگاري كه هم و غم دولت در ايجاد اشتغال و تشويق كارآفرينان مصروف مي شود شما در وزارت كار و امور اجتماعي اجازه ندهيد كه برخي از مسئولين سازمان تامين اجتماعي كاشمر صرفاً به دلايل و اغراض شخصي باعث تعطيلي كارگاه و شركتي شده و باعث بيكاري كارگر و كارفرما شوند. شما به عنوان حامي كارگران و كارفرمايان ترتيبي را فراهم آوريد تا با بازديد  از كارگاه و محل شركت اينجانب توليدي بودن شركت محرز و آشكار شده و سپس مسئولين سازمان تامين اجتماعي كاشمر را مكلف به رعايت موازين قانوني در برخورداري شركت توليدي اينجانب از كمك دولت در خصوص بيمه 10% به جاي 30% بنماييد تا اين شركت بتواند به فعاليت مجدد پرداخته و كارگر بيكار شده نيز به سر كار خود بازگردد. زيرا در غير اينصورت دريافت مزاياي پايان كار برآورد شده توسط هيات تشخيص فقط هزينه چهارماه زندگي كارگر بيكار شده را تامين خواهد كرد و پس از آن اين شخص بايد با بيكاري و بي پولي كه برخي از مسئولين سازمان تامين اجتماعي كاشمر مسئول آن بوده اند دست و پنجه نرم كند هر اقدام ديگري غيز از آنچه عرض شد هيچ كمكي به وضعيت اشتغال كارگر و كارفرما نخواهد كرد. و سازمان تامين اجتماعي كاشمر مسئول و بايد جوابگو خسارات وارده به اينجانب باشد.

 

 

كاوه آهنگر

مدير عامل شركت توليدي پژوهشي دانشكاوان

شماره ثبت 1210

 

 


 

بسمه تعالي

تاريخ:17/3/86

 


هئيت محترم حل اختلاف اداره كار نيشابور

 

سلام عليكم

احتراماً اينجانب a-o به استحضار مي رسانم كه درباره كلاسه 86-48 به راي هيات تشخيص كاشمر اعتراض دارم زيرا در جلسه 25/2/86 تكليف دو سال حق بيمه ونيز بيمه بيكاري اينجانب را روشن نكردند وثانياً با وجود اينكه كارفرما اظهار كرد كه در صورت اينكه سازمان تامين اجتماعي كاشمر حق بيمه را همانند قبل محاسبه كند حاضر است اينجانب رابه سركار باز گرداند ولي اداره كار كاشمر هيچ اقدامي دراين باره ننموده است وبا بيكار شدن اينجانب در سن 57 سالگي عملاً امورات زندگي اينجانب از هم پاشيده است لذا خواهشمند است در راي صادره تجديد نظر فرموده وبجاي مبلغ/9529750 ريال كه فقط كفاف دو سه ماه مخارج زندگي خانواده ام را خواهد نمود فكري براي ميزان حق بيمه اينجانب نمائيد زيرا سازمان تامين اجتماعي كاشمرسبب تعطيلي شركت توليدي دانشكاوان وبيكاري اينجانب شده است وچون كارفرما در اداره كار كاشمر تعهد داده است در صورت درست شدن بيمه  براساس ميزان قبلي (يعني پانزده هزار تومان در ماه به جاي چهل وپنج هزار تومان)حاضر است حق بيمه دو سال كار اينجانب را نيز پرداخت نمايد ونيز مجدداً اينجانب را به سركار باز گرداند لذا درخواست دارم به سازمان تامين اجتماعي كاشمر حالي كنيد كه خرده حسابهاي شخصي شان با كارفرماي اينجانب را وسيله اي براي بيكارنمودن اينجانب قرار ندهند ودر دوره اي كه كار پيدا كردن قحط است مردم رااز نان خوردن نيندازند . لذا درخواست تجديد نظر ورسيدگي به تمام موارد درخواستي در دادخواست اوليه را دارم. درضمن نماينده كارگران
 كه ته صورتجلسه را امضاء كرده است در جلسه 25/2/86 در آنجا حضور نداشت وفقط نماينده كارفرمايان حضور داشت.

 

با دعاي خير فراوان

A-o

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 20:30  توسط کاوه آهنگر  |