تبليغاتX
جهانکشور طهریفاط
اینجا همه چیز را تحریف می کنند حتی شما را !!!!!
 

تحریف به مناسبت روز زن:

کشف و کهف زنان در دو سر یک قرن تحریف

اگر کهف حجاب را واژه ای در برابر کشف حجاب بسازیم

باید گفت قرن حجاب در ایران دارای دو قطب معکوس در

دو سر می باشد. کشف حجاب رضا خانی زمانی آفریده

شد که جامعه زنان ایرانی همه اصحاب کهف حجاب

بودند. و کهف حجاب کنونی زمانی است که بخشی از

جامعه زنان ایرانی از غار کهف خود عزم خروج کرده اند.

این عدم انطباق تاریخی میان سیاست و جامعه در ایران

ترمزی است در راه .

آیا مشابه همین عدم انطباق در زمینه های دیگر هم

کم نیست؟

گویا  رخت و ریخت سیاست را 

در ایران چپه و وارونه بر تن

 تاریخ این کشوردوخته و  پوشیده اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 19:56  توسط کاوه آهنگر  | 

 
تحريف سنتي حقوق زنان:
 
كونستان ازدواج!

گويند كه چون وطي كني عرش بلرزد....

تحريف بكارت:

چگونه حلال حرام مي شود و حرام حلال؟!

كون گرايي در نامزدهاي جوان در ايام عقد تبديل

به يك عمر انحراف جنسي مي شود.

در سنتي پوچ پس از مراسم خواستگاري و وقوع عقد و در فاصله

عقد تا عروسي و زفاف كه عموماً از چند ماه تا چند سال طول

مي كشد، آميزش جنسي ميان نامزدهاي عقد شده محدود

به نزديكي از عقب ( = كون) مي شود. زيرا بنا بر سنت پوچ

نگهداري بكارت در ايام عقد ( بهتر است گفته شود در ماهها و

سالهاي طولاني عقد و نه ايام عقد) مزيت شمرده مي شود.

خانواده داماد مادر و خواهر و عمه و خاله و غيره هاي داماد

در پشت اتاق حجله زفاف در شب عروسي منتظر مي مانند

تا داماد پس از پاره كرده پرده بكارت آثار خوني آن را به نظر آنان

برساند تا گواهي شود كه دختر دختر بوده است. و بكارت داشته است

اين سنت پوچ و قديمي و پوسيده در شبي انجام مي شود كه ماهها و

سالهاي پيش از آن شب براي حفظ بكارت در دوران عقد ناخواسته با

جنايت و گناه آلوده شده است.اصرار خانواده ها بربقاي بكارت در دوران

 عقد دستاوردي جز تبديل حلال به حرام و حرام به حلال ندارد چون نامزدها

براي ارضاي خود بجاي نزديكي از مهمل به نزديكي از عقب و راست روده

مي پردازند. و نو عروسان بخت برگشته خواسته و نخواسته مجبور به تن

دادن به يك آميزش جنسي دردآور و غير طبيعي مي شوند. همين رويه

به مرور تبديل به عادت و انحراف جنسي مي شود كه تا پايان زندگي

ادامه مي يابد و تقدس زندگي زناشويي را خدشه دار مي كند و با كشاندن

آن به گند و كثافت احساس گناه در خودآگاه و ناخودآگاه زن و شوهر را پديد

مي آورد. زمان پايان يافتن اين سنت غلط به ويژه در روستاها و شهرهاي

عقب مانده فرا رسيده است، آنجا كه روزگار عقد نامزدها طولاني مي شود

ديگر حفظ پرده بكارت جز حماقت نامي ندارد. و بهترين چاره آن است

كه نامزدها با يك معاينه پزشكي و تحصيل گواهي پزشك مبني بر

وجود بكارت در عروس، اجازه جماع و آميزش جنسي از مجراي

طبيعي آن به نامزدها داده شود و براي جلوگيري از آبستني

در دوران طولاني عقد از وسايل پيشگيري استفاده كنند.

و در ضمن نيز از داماد بايد رسيد و گواهي لازم مبني بر رويت بكارت

در قبل از شروع آميزش جنسي در دوران عقد طولاني اخذ شود.

اين لذتي است كه به ناحق زن و شوهر عقدي از آن در دوران عقد

طولاني محروم شده اند. يعني حلالي كه حرام شد. پس به جاي آن

حرامي حلال خواهد شد. ترويج كون پرستي در ميان نامزدها نتيجه اي

است كه اصرار خانواده هاي پيرو سنتهاي پوچ قديمي بر سر فرزندان

خود مي آورند. يعني آنها با اصرار بر بقاي بكارت در ايام عقد طولاني تا

شب زفاف كون نوعروسان خود را به باد فنا مي دهند. نامزدهايي كه مجبور

مي شوند براي به نمايش گذاشتن پرده بكارت تا شب عروسي صبر كنند

ناچار مي شوند مهبل قدغن شده را يعني محل هبوط انسان را بر خلاف

ميل خود رها كرده و به فاضلاب و گُه دان بپردازند عامل بيشتر كم اشتهايي

ها و لاغري ها و زردي ها و ميگرن ها و سردردها و بيماربيها و ناراحتي هاي

عصبي و كم حوصلگي ها و عفونتهاي جنسي از قبيل سوزاك  و سفليس

و انحرافات اخلاقي و انظباتي و بروز شلختگي ها و نابساماني ها زنديگي

زناشويي را بايستي در رابطه جنسي از كون ميان زن و شوهرهايي دانست

كه در روزگار عقدي خود و آميزش از آن وا داشته شده اند و با عادت به آن

اين انحراف را تا پايان زندگي ادامه مي دهند.........

دنباله را  در وبلاگ http://kelinik-e-kaveh.blogfa.com/

پیگیرید.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 20:54  توسط کاوه آهنگر  | 

 

 

تحریف قاچاق و اقتصاد با حج زیادی:

 

  تحریف قاچاق به قاچاق مقدس در حج

 

حجرها هکرهای اقتصاد منطقه ای ایران !

 

( حجر = hajer = حج روندگان و حاجيان)

 

هجوم سرسام آور حج روندگان و سفرهاي زيارتي ، سرمايه هاي

 

هنگفتي را به طور پياپي و مستمر از اقتصاد روستاها و شهرهاي

 

بزرگ وكوچك خارج مي كند.يك عمر پير و جوان و زن و مرد ريال

 

روي رواق و تومان توي تونبان مي كنند و لقمه از كام خود و خانواده

 

مي زنند تا سرمايه اي ذخيره كنند و آن را در يك سفر 10 روزه از

 

چرخه اقتصادي منطقه اي خود خارج كند. تجمع اين سرمايه ها به

 

قيمت گزاف بيكار ماندن جوانان معتاد شدن آنان و ترشيده شدن دختران

 

دم بخت و ... تمام مي شود و افزون بر اين مبالغ هنگفتي كه در مكه و مدينه

 

صرف خريد اجناس و سوغاتي مي شود همچون يك قاچاق مقدس توليد داخلي

 

را و كسب و كار منطقه اي را تهديد مي كند.

 

 زماني حج بر ثروتمندان واجب بود ولي اكنون فقرا هم ميانبر به حج مي زنند

 

و با وام و يا با پس اندازي كه از لقمه دزدي خانواده خود به دست مي آورند

 

حاجي مي شوند آيا اين حج حرام نيست ؟ و اگر پيامبر زنده بود آن را همچون

 

مسجد ضرار نفي نمي كرد؟ و پاسپورتهاي اين گونه حج ها را نمي سوزاند.

 

امروزه حج ثروت هنگفتي را نصيب كارگردانان آن و كاروانها و شركتهاي حمل

 

و نقل هوايي و زميني و غيره مي كند. پولهايي كه جمع شدنشان به سختي

 

ممكن است بجاي آنكه صرف اشتغال و ازدواج جوانان و آباداني روستاها و شهرها

 

شود يكهو سر از جيب " حج خورها "  در مي آورد. اگر كسي به فكر سهميه

 

بندي حج و تشخيص مستحق واقعي حج نيست وقت آن رسيده است كه

 

مردم خود با بيداري و آگاهي از تبعات و لطمات اقتصادي حجهاي بي رويه و

 

مسجدالضراري بر جامعه خود، به فرار سرمايه از منطقه زيست خود خاتمه

 

داده و به ورود كالاهاي قاچاق مقدس پايان دهند.هر چند حج ثروتمندان نیز

 

در بسیاری از موارد جایز نیست زیرا اکنون تاجران و کسبه و طلا فروشان

 

و ثروتمندان بسیاری هستند که هر ساله برای پاک کردن اموال و ثروت حرامی

 

که از محل گرانفروشی و کلاهبرداری و حق مردم خوری و احتکار و ... رویهم

 

کرده اند به سفرهای حج و زیارت می روند بر طبق یک باور پوچ و سنت

 

غلط این حرام خوران که لقمه حرام در شکم خود و زن و بچه شان خورانده اند

 

بجای اصلاح کسب و کار خود و بازگرداندن اموالی که ربوده اند به صاحبان اصلی

 

شان سعی می نمایند با رفتن به حج و صرف بخشی از اموال خود در این راه

 

باقی ثروت حرام خود را حلال کنند. استمرار این باور غلط همچون موتوری

 

باعث استمرار چرخه فساد اقتصادی خواهد بود که این اقتصاد گردانان بیمار

 

در جامعه خود بانی آن هستند. پس حج از این نظر در نزد این موریانه های

 

اقتصادی به مثابه مسجد ضرار دیگری است که باعث ضرر به مشتری های آنها

 

می باشد.

 

 اينهمه جنگ و جدل حاصل كوته نظري است

 

                                  گر نظر پاك كني كعبه و بتخانه يكي است

 

طواف كعبه دل كن اگر دلى دارى *** دل است كعبه معنا، تو گِل چه پندارى

 

طواف كعبه صورت حقت بدان فرمود *** كه تا به واسطه آن دلى به دست آرى

 

هزار سال پياده طواف كعبه كنى *** قبول حق نشود اگر دلى بيازارى

 

ز عرش و كرسى و لوح و قلم فزون باشد *** دل خراب كه او را به هيچ نشمارى

 

طواف كعبه دل كن كه كعبه از سنگ است***كه آن خليل بنا كرده وين خداي

 

نقل است که ذوالنون گفت: در سفر بودم به صحرایی پر برف رسیدم. گبری را دیدم که ارزن می پاشید. گفتم: ای گبر چه دانه می پاشی؟ گفت: مرغان امروز دانه نیابند. پاشیدم تا برچینند تا باشد که خدای متعال بر من رحمت کند. گفتم: دانه ای که بیگانه پاشد بر ندهد. گفت: اگر قبول نکند، باری، بیند آنچه من کنم. مرا این بس باشد. من به حج رفتم آن گبر را دیدم عاشق وار در طواف. چون مرا دید گفت: ای ذوالنون دیدی که قبول کرد و آن تخم  بردارد و مرا به خانه خود آورد. ذوالنون گفت: وقتم خوش گشت. گفتم: خداوندا به مشتی ارزن گبری چهل ساله را ارزان می فروشی. هاتفی آواز داد که حق تعالی هر که را خواند نه به علت خواند و چون راند نه به علت راند تو ای ذوالنون فارغ باش که کار فعال لما یرید با قیاس عقل تو راست نیاید

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 19:44  توسط کاوه آهنگر  | 

 

تحریفی دیگر از شبکه چهارم تلویزیون:

تحریف پنگان ایران باستان:

در برنامه علمی ایران بستان پنگان!!

برنامه علمی پنگان در تیتر آغازین برنامه خود با عبارات زیر به

تحریف پنگان پرداخته است:

‍ [ پنگان یا ساعت آبی یکی از ابزارهای مهم در رصدخانه های

دوران شکوفائی تمدن اسلامی در ایران بوده ست

( قرن دوم تا هفتم هجری قمری)

این وسیله بعداْ به عنوان وسیله تقسیم آب در کشاورزی هم رواج

یافت و به تعبیر امروز ما ...)

این برنامه که کاری از گروه دانش شبکه چهارم است و نام خود را از

پنگان ایران باستان گرفته است بر خلاف آنچه که از یک برنامه علمی

انتظار می رود در تیتراژ نخست برنامه خود با آوردن متن بالا تحریف

وحشتناکی را درباره یک ابزار  ساخته ایرانیان کهن انجام داده است

گویا از دست آوردهای علم مذهب زده این باشد که دستاوردهای

کهن ملل دیکر را به تاریخ یک مذهب نسبت دهد!

[ پنگان ] واژه ای است که باستانی بودن آن در ساختار و ظاهرش

آشکار است اگر این وسیله مربوط به تمدن اسلامی می شد می بایست

نامی همچون فنجان یا الفنجان یا الفنجانه از این قبیل می داشت....

برنامه پنگان در زیرنویس متحرک خود این جمله را می آورد:

[ برنامه پنگان آماده انعکاس همایشها و رویدادهای علمی و صنعتی است]

آیا واقعاْ این برنامه آماده انعکاس یک تجدید نظر علمی در تیتراژ خود خواهد

بود ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 18:50  توسط کاوه آهنگر  |